#استاد_شهریار

سالها منتظرت بودم میگن اونی که اومدنی بالاخره میاد میدونی امروز به خودم کلی خندیدم به گریه هایی که کردم به سالهایی که نبودی به تلخی ها گفتم اگه زندگی روی خوش بهم نشون میداد شاید فراموشت میکردم میدونی بخاطر همه ناکامی ها شکر کردم شبهای عمرم شبهای عجیبی بود یه شب عاشقت بودم ماه شبهام بودی و یه شب ناامید از خدا به خدا گله میکردم خلاصه گذشت امروز اینقد به خدا و تو اطمینان دارم از هیچ چیز نمیترسم چون تو فقط سهم منی و من سهم تو این وسط هم خیلی اتفاقها افتاد که حکمتش رو فقط خدا میدونه و بس بازم دلمو بدست خودش میدم چون میدونم هوامونو داره

2💬

خانه فرهنگ و هنر گویا در کنار هنرمندان عزیز

2💬

یاز قاباغى گوْن گوْنئیى دؤیَنده
کند اوشاغى قار گوْلله سین سؤیَنده
کوْرکچى لر داغدا کوْرک زوْیَنده
منیم روحوم ، ایله بیلوْن اوْردادور
کهلیک کیمین باتیب ، قالیب ، قاردادور

#استاد_شهریار

0💬

Loading...
Loading...

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان

چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت

که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت

چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم

که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را «همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنائی بنوازد آشنا را»

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

#تمرین #سرمشق این هفته #خوشنویسی_نوین #خودکار #خوشنویسی_با_خودکار #نستعلیق #استاد_شهریار #شعر #استاد_امیرخانی #ترکیب #انجمن_خوشنویسان_نوین #خودکار #بیک #خط_خودکاری #خط_خورشید .
.
.
#calligraphy #pen #khat_khorshid #khoshnevisi #contemporary

0💬

#ساز_و_سخن_دل

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را

کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم
به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را

#استاد_شهریار
#نوازنده_استاد_جلیل_شهناز

0💬

Loading...

**********
********
******
****
**
*
در انتظارِ تو چشمم، سپید گشت و غمی نیست

اگـر قبـولِ تو اُفتَد فــدای چشــمِ سیاهــت!

در انتظار تو میمیرم ودراین دم آخر

دلم خوش هست که دیدم به خواب گاه بگاهت

اگر به باغ توگل بردمیدو من به دل خاک
اجازتی که شبی بر کنم به جای دیارت
#شهریار

2💬

آریا مهر:
با شیخ از شراب حکایت مکن که شیخ،

تا خون خلق هست ننوشد شراب را... #استاد_شهریار
@ariamehr82

0💬

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان

چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت

که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت

چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم

که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنائی بنوازد آشنا را»

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا .
.
.
#استاد_شهریار #یا_علی
#شعر #استاد_امیرخانی #ترکیب #استاد_وحید_خورشیدی #سرمشق #خط_خورشید #خوشنویسی_نوین #خوشنويسى_با_خودكار #خودکار #بیک #انجمن_خوشنویسان_ایران #انجمن_خوشنویسان_نوین .
.
.
#calligraphy #pen #khat_khorshid #khoshnevisi #bic

1💬

Loading...

جانا
سری به دوشم و
دستی به دل گذار... #استاد_شهریار
#جانا

0💬

یاز قاباغى گوْن گوْنئیى دؤیَنده
کند اوشاغى قار گوْلّه سین سؤیَنده
کوْرک چى لر داغدا کوْرک زوْیَنده
منیم روحوم ، ایله بیلوْن اوْردادور
کهلیک کیمین باتیب ، قالیب ، قاردادور

#استاد_شهریار

0💬

زین همرهان همراز من تنها توئی تنها بیا
باشد که در کام صدف گوهر شوی یکتا بیا
یارب که از دریا دلی خود گوهر یکتا شوی
ای اشک چشم آسمان در دامن دریا بیا
ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس
ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
ای ماه کنعانی ترا یاران به چاه افکنده اند
در رشته پیوند ما چنگی زن و بالا بیا
مفتون خویشم کردی از حالی که آن شب داشتی
بار دگر آن حال را کردی اگر پیدا بیا
شرط هواداری ما شیدائی و شوریدگیست
گر یار ما خواهی شدن شوریده و شیدا بیا
در کار ما پروائی از طعن بداندیشان مکن
پروانه گو در محفل این شمع بی پروا بیا
کنجی است ما را فارغ از شور و شر دنیای دون
اینجا چو فارغ گشتی از شور و شر دنیا بیا
گر شهریاری خواهی و اقلیم جان از خاکیان
چون قاف دامن باز چین زیر پر عنقا بیا
#استاد_شهریار

0💬

Loading...

پست موقت
🔷(1 آذر) #آزربایجانین میللی حکومتی زامانی #زنگانین تبلیغات شعبه مودور یاردیمجی سی و مدنیت ائوینین مودورو #شاعره_حکیمه_بلوری نین وفاتینین #ایل_دونومودور (دوغوم یری #زنگان 1926_وفات یری #باکی 2000) 🛡️https://t.me/joinchat/AAAAAEINOKsBaWvarVl7Ww
🚨تۆرک ارتشی آخاقیـْنا قاتیـْلیـْن⏫⏫👆👆حیمایت الیین لوطفا🙇🙇
شعر #استاد_شهریار در وصف حکیمه بلوری به نام "حکیمه جان" که در سال ۱۳۶۵ سروده شده است.
📆 ۳ آذر
🖤 سالروز درگذشت دکتر #حکیمه_بلوری شاعره اهل #زنجان ✍️ حکیمه بلوری در سال ۱۳۰۴ در شهر زنجان آزربایجان چشم به جهان گشود. او بعد از اتمام تحصیلات، معلم شد! او در این حین به تورکی و فارسی شروع به سرودن شعر کرد و در میان ترکها در آن زمان شهرت گرفت. 🔹وی در آن زمان به #حکومت_ملی_آزربایجان که به رهبری #سیدجعفر_پیشه_وری تشکیل شده بود، پیوسته و در #زنجان نماینده شعبه تبلیغات #فرقه_دموکرات آزربایجان (حکومت ملی آزربایجان ) شد و تا رئیس شعبه بالا آمد و مقام گرفت. 🔹در سال ۱۳۲۶ تا ۱۳۳۵ در دانشگاه به تدریس درس زبان شناسی مشغول شد. 🔹در سال ۱۳۴۲ دکترای خود را بعد از کنار گذاشتن درس توانست در شهر #باکو آزربایجان کسب کند. 🔹در سال ۱۳۴۳ در دانشگاه آزربایجان رئیس بخش شرق شناسی این دانشگاه شد.
🔹از این شیر زن آزربایجانی به تعداد ۱۷ جلد کتاب که مشهورترین آن " #آزادلیق_بهاری " می باشد به جای مانده است.
🔹سر انجام این معلم، شاعره ، سیاست مدار و نویسنده در سال ۱۳۷۹ در سن ۷۵ سالگی چشم از جهان بست.
💥لینک کانال ارتش تورک بیودا وار لوطفا قاتیلین🙇🙇🙇🙇

5💬

Loading...

.
خزان هم با سرودِ برگ ریزان عالمی دارد
چه جای من که از سردی و خاموشی زمستانم!

سه تارِ مطرب شوقم؛ گسسته سیم جانسوزم
شبانِ وادیِ عشقم؛ شکسته نای نالانم...! #استاد_شهریار

@honar_doostan @photography_aks @art_ir @photoaxgram @photo__caption @andaki_sher #photography #axgram

1💬

🔹کاش قایدیب بیرده اوشاق اولایدیم
🔹بیر گول آچیب اوندان سونرا سولایدیم

#استاد_شهریار

0💬

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند
بلبل شوقم هوای نغمه خوانی میکند

همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست 
طاقتم اظهار عجز و ناتوانی میکند

بلبلی در سینه مینالد هنوزم کین چمن
باخزان هم آشتی و گلفشانی میکند

ما به داغ عشق بازیها نشستیم و هنوز 
چشم پروین همچنان چشمک پرانی میکند

نای ما خاموش ولی،زهره شیطان هنوز
با همون شور و نوا دارد شبانی میکند

گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی میکند

سالها شد رفته دم سازم ز دست ، اما هنوز 
در درونم زنده است و زندگانی میکند

بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
چون بهاران میرسد با من خزانی میکند

طفل بودم دزدکی پیر و الیلم ساختند 
اون که گردون میکند با ما نهانی میکند

میرسد قرنی به پایان و سپهر بایگان
دفتر دوران ما هم بایگانی می کند

شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید
ورنه قاضی در قضا نامهربانی میکند

#استاد_شهریار

0💬

.
سرِ سودائیِ من را
بدون عشق سامان نیست

به جرات گویمت
انسان بدون عشق انسان نیست

مرا ویرانه کردی و...
دلت بی عشق ویران نیست
.
"دلِ تنگم حریف درد و اندوه فراوان نیست"
.
"امان ای سنگدل...
از درد و اندوه فراوانت!"
.
#علیرضا_عباس_زاده
#استاد_شهریار

34💬

🔹کاش قایدیب بیرده اوشاق اولایدیم
🔹بیر گول آچیب اوندان سونرا سولایدیم

#استاد_شهریار

0💬

.
_کاش قایدیب بیرده اوشاق اولایدیم
_بیرگول آچیب اوندان سونرا سورایدیم.

#استاد_شهریار 📷عکس از صفحه ی تلگرام هزار رود
96/9/2

#طارم_بهشت #طارم_بهشت #طارم_را_باید_دید😍 #بچگی #شهریار
_اخر هفته بخیر وشادی

4💬

🔹کاش قایدیب بیرده اوشاق اولایدیم
🔹بیر گول آچیب اوندان سونرا سولایدیم

#استاد_شهریار

1💬

.
🔹کاش قایدیب بیرده اوشاق اولایدیم
🔹بیر گول آچیب اوندان سونرا سولایدیم

#استاد_شهریار

86💬

با شیخ از شراب حکایت مکن، که شیخ تا خون خلق است ننوشد شراب را... #شهریار
#استاد_شهریار
@shahriyarihaa

17💬

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا
وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا
شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
این سفر راه قیامت میروی تنها چرا
#بهترین
#بهترین_شعر
#استاد_شهریار
#شهریار
#آمدی_جانم_به_قربانت_ولی_حالا_چرا
#بهترین_شعرهایی_که_خوانده_ام
#استاد_شهریار❤️

8💬