#باد

جا مانده است چيزي جايي
كه هيچ گاه ديگر
هيچ چيز
جايش را پُر نخواهد كرد ...
#امشب#دلتنگ#سفر#آخر#مهرباني#عشق#دوست داشتن#زلفِ بلند#باد#كوير

0💬


#آرام شده ‌ام
مثلِ درختی در #پاییز
وقتی تمام برگ‌هایش را
#باد برده باشد!

پ.ن: سَیِّدِی مَنْ لِی وَ مَنْ یَرْحَمُنِی إِنْ لَمْ تَرْحَمْنِی؟
#خدايا_شکرت
که هر آنچی برایم بخواهی بهترین است 🔆 #کربلا قلب پیکره تاریخ است 💠 چیست آن نفخه حیات بخش مسیحایی که معجزه ای اینچنین از او برآمده و در جان مرده ما روح #عشق دمیده است؟ 🌹 شهید سید مرتضی آوینی 🌹
#مذهبی ها زیبایی های دنیا را بهتر و بیشتر درک می کنند اینرا زمانی یافتم که دیدم با یک سلام هر جا که باشند خودشان را می رسانند پایین پای اربابشان،
بقیه اش بماند شاید زمانی دیگر فالحال #التماس_دعا

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

0💬

بخش ٢شعرم خَيل خيال تقديم به شما خوبان 🌸🌸🌸گر چه نور ديده از الماس كرد
شب خدا را مي توان احساس كرد
در سكوت پر ز ابهام شب است
كه دل عاشق به وصلش پر تب است
شب تمام روز در نظارگيست
گرچه از چشم بشر در پردگيست
چادر مشكين شب داني ز چيست
پوششي بر عيب هاي آدمي است
كين و نفرت هم غريو دل خراش
مي شود پنهان به زير اين قماش
يا رب اين امد شدن از بهر چيست
بي شك ان رمزي براي ادميست
صبح از زادن بود نقشي به راز
چون كه از ظلمت به پا خيزد به ناز
باز شب طرحي ز مرگ امد به راز
صد هزاران زندگي بر مرگ باز
چون وصال بي مثالش در پي است
مستي ديدار او كي در مي است...
جوي عمرت چون روان باشد مدام
مهرورزي پيشه كن اي نيك نام
پ.ن:ادامه شعرم مثنوي خيلِ خيال
نقاشيِ #شب_پر_ستاره اثر جاودانه نقاش معروف هلندي #ونگوگ

طرح اسمان اشقته و گردان درمقابل روستاي تيره و ساكت نمادي از جدال مرگ و زندگي است درخت سرو در تصوير خود نماديست از پيوند زمين و اسمان ،ريشه درزمين ميسپارد و سر دراسمان مي سايد
#شب_پر_ستاره
#ونگوگ
#مكاشفه
##metafisica #عارفانه
#عمر
#مهر#surreal #شاهكارنقاشي#١٨٨٩#image#expressive#مرگ#باد#ستاره #عشق##symbolec #طرح#نقش#vangogh#جوي عمر#روانشناسی_رنگ #زادن#شاليزار#درخت#نور#الماس#چشم#دل#postamperssionism96/9/23

30💬

Loading...

آیا مصرف زیره سیاه برای لاغری مفید است؟
زیره باعث لاغری میشود،باد شکن است شکم را لاغر می کند یبوست را از بین می برد.
# زیره
#لاغری #باد شکن

1💬

من باد ميشم ميرم تو موهات 🌪️♥️ #باد #زلف #يار #عشق

0💬

اي نسيم سحر آرامگه يار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عيار کجاست
شب تار است و ره وادي ايمن در پيش
آتش طور کجا موعد ديدار کجاست
هر که آمد به جهان نقش خرابي دارد
در خرابات بگوييد که هشيار کجاست
آن کس است اهل بشارت که اشارت داند
نکته ها هست بسي محرم اسرار کجاست
هر سر موي مرا با تو هزاران کار است
ما کجاييم و ملامت گر بي کار کجاست
بازپرسيد ز گيسوي شکن در شکنش
کاين دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست
عقل ديوانه شد آن سلسله مشکين کو
دل ز ما گوشه گرفت ابروي دلدار کجاست
ساقي و مطرب و مي جمله مهياست ولي
عيش بي يار مهيا نشود يار کجاست
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بي خار کجاست
#صنم #ره_عشق #یار #عمر #تربت #رند #رندان #یار #یارب #ره_عشق#غزل#حافظ#دیوان_حافظ#شعر#غم#مطرب#خزان#زلف#باد#نسیم
#عیاش
#

1💬

Loading...

. .
کجای گریه بخندم ، کجای خنده بگریم
که پشت گریه و لبخند ، توامان تو نباشی .
#عبدالجبار_کاکایی .
#کافه_پیانو .
.

#الف
#غزل
#تکبیت
#شعر
#شاعر
#عشق
#غم
#باد

5💬

Loading...

الهى آسمون دلتون هيچوقت ابرى نباشه ... ولى مگه ميشه !!!! قشنگى زندگى به همين هاست !!!!!...، اما ابرها هر قدر سياه و تيره باشن بلاخره يا تسليم خورشيد ميشن ، يا باد حريفشون ميشه ، موندنى نيستن ولى قشنگن!!!!! دهكده امين آباد فيروزكوه ٩٦/٥/٤
#آسمان_من #آسمان_ابرى #دهكده _امين_آباد_فيروزكوه#عكس#عكاسى#كتاب#كتابخواني#ابر#آسمان#باد

0💬

-
#قرارمون باشہ یہ عصر #بارون‌ خورده‌ے #پاییزی، یہ پیاده‌‌رویِ #خلوت کہ دستمو بگیری و تا بیام بگم خستہ شدم، بگے یہ کم دیگہ‌م قدم بزنیم... کہ طبق معمول #پاییز کہ آدم سر درنمیاره چے بپوشہ، لباس #گرم نپوشم و یہو #باد بیاد #یخ کنم و بگے بدوییم گرمت شہ تا برسیم بہ اولین کافہ و بریم بشینیم #قهوه با طعم #لبخند و #نگاه بخوریم...
قرارمون باشہ پاییز اونجا کہ هوهویِ باد صدامونو تو خودش گُم مےکنہ و جوری همو #بغل مےکنیم کہ باد نتونہ از بینمون رد شہ و من جوری کہ #نفسام بخوره بہ گردنت و زیرِ گوشت بگم دیدی ما رسمِ پاییزو عوض کردیم؟! دیدی پاییز #فصل اومدنہ، نہ #رفتن؟!
آره؛ پاییز فصل اومدنہ، نہ رفتن... اینو از هواے #عاشقانه‌ هر عصرش و عکساے #نارنجی دونفرشم میفہمن همہ و خودشونو میزنن بہ اون #راه...
پس قرارمون شد پاییز... باشه؟!
.
📷 @sober_head_banger
.
#شیماه #shimmah

11💬

هواشناسی جنوب غرب ایران:
.
فردا تا قبل از ظهر بخشی اعظمی از استان های خوزستان، فارس، بوشهر و کهکیلویه و بویراحمد شاهد بارش خواهند بود.
.
ساکنین مناطق مرکزی و جنوبی استان خوزستان توجه داشته باشید که فردا یا احتمال گرد و خاک محلی هست و یا بارش باران رخ می دهد.
.
@havashenasi_iran
.
.
~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~
.
#هواشناسی #طوفان #سیل #باد #ایران #آذر #پاییز #تگرگ #ابر #باران #مه #اخطار #هشدار #غرب #شمال #جنوب #شرق #اطلاعیه #ایران #نقشه #اخبار #خبر

12💬

Loading...

باد نامت را از لبانم ربوده است
______
انگشتری باد
مس-طلا-نقره-برنز
سفارشات خاص (ارسال به سراسر ایران)
اطلاعات و سفارشات بیشتر:
@shekanj
0938 389 4328

3💬

: #Loot_Desert ... in #Shahdad #Kerman #Iran ... A #UNESCO_World_Heritage ... registered in 2016 under No. 1505 ...
.
#کویرلوت ( #کلوتها ) ... یکی از مناطق کویری منحصر به فرد #ایران در حوالی #شهداد #کرمان ... نخستین اثر طبیعی ایران است که با عنوان بیست و یکمین اثر فرهنگی جهانی ایران در سال ۲۰۱۶ میلادی با شماره ۱۵۰۵ در فهرست #میراث_جهانی_یونسکو به ثبت رسیده است ...
.
P. S. : Photos taken in #January, 2009 ...
پ. ن. : عکسها مربوط به #بهمن ۱۳۸۷ می باشند ...
.
.
#photography #desert #sky #the_moon #Venus
#فرسایش #باد #خاک #کویر #بیابان #یه_جفت_کفش_دربیابان #لنگه_کفش_دربیابان_نعمتست #آسمان #هلال #ماه #زهره #مقارنه

1💬

Loading...

در آخرين روزهاي پاييزي اين كفشدوزك با يك باد پاييزي خالهاش ريخته...بياين با هم درستش كنيم😊🐞🐞🐞🐞🐞🍁🍂🍁🍂🍁🍂#كفشدوزك#پاييز#عدد#بازي#رياضي#علم#آموزش#خانه#كودك#باد#خال

0💬

#دل من #خیلی #قرص و #محکم و #گرم است.
#تصورش برای انسانهای #نادان و #باد گرفته لعنتی #امکان پذیر نیست.

0💬

چی شد یهو تمام #دنیا را #باد گرفت. ما #نابود میکنیم ما#میکشیم . #دنیا چه شد #بادت خالی شد #لعنتی.
اگر راست میگی #طبل #جنگ را بزن #عوضی.
بعد ببینم از #خانه مجللت توی سوراخ #موش میری یا نه. #زورتون به #بی گناهان میرسه #عوضی ها.
به #خداوندی #خدا یا شما #بادگرفته ها را #نابود میکنم یا #میمیرم

0💬

Loading...

رفت آن #سوار #کولي با خود #تو را نبرده
#شب مانده است و با شب، #تاريکي فشرده

کولي کنار #آتش #رقص #شبانه ات کو؟
شادي چرا رميده؟ آتش چرا فسرده؟

#خاموش مانده اينک، خاموش تا #هميشه
چشم سياه #چادر با اين #چراغ مرده

رفت آنکه پيش پايش #دريا #ستاره کردي
چشمان مهربانش يک #قطره ناسترده

در گيسوي تو نشکفت آن #بوسه لحظه لحظه
اين شب نداشت ــ آري ــ #الماس خرده خرده

بازي کنان زگويي #خون مي فشاند و می گفت
روزي #سياه #چشمي #سرخي به ما سپرده

مي رفت و گرد راهش از دود #آه تيره
نيلوفرانه در باد پيچيده تاب خورده

سوداي همرهي را #گيسو به #باد دادي
رفت آن سوار با خود، يک تار مو نبرده
#rvhaben
#عکس
#شعر
#سیمین‌بهبهانی
#دیدنیهای_ایران
#ابیانه_کاشان

0💬

جایی داریم زندگی میکنیم که خوشحالی معنایی ندارد
#زنده #باد #ازادی 😀

4💬

.
ت ر ا ژ د ی
.
باد سرد از سمت شرق شروع به وزیدن گرفته بود و چنان ریشه ها را خشک میکرد ، گویی این واقعیت امر که سبزی و جلوه ی برگ ها که از فداکاری ریشه آب میخورد، زاییده ی یک حس احمقانه است و باید هرچه زودتر محاکمه و در سیاهچال منطق های سرما دوست به صلیب کشیده شود.
کم کم نه فقط کوچه ها، تمام خانه های روزی کانون گرم متروک و بعد فقط آجرهایی بودند در این دیوار ترس آور که مرا در گمراهی خود بیشتر فرو میبرد.
من آرامشم را در دست و پا زدن و در تقلا برای اندکی بیشتر زنده ماندن و اعلام وجود های بی معنی از دست داده بودم،
گویی بر این باور رسیده بودم امکان ندارد این من باز شود همان من دوران کودکی، باوری که در گوشهای خسته ام فریاد میکشید دست کم برای پیری بی رحمانه ای خودت را آماده کن، آن پیری چنان تو را در آتش خاطرات جوانی خواهد سوزانید که با تمام وجود سرمای برخواسته از شرق را که با دو چشم خود دیدی چگونه دست سبزی را با سلاخی جواب داد آرزو کنی.
من شروع این حیات را یادم نیست آما آن روز و در آن متروکی بی جان که میتوانم به رنگ خاکستری تشبیه اش کنم، همه چیز همانی بود که با چشمان دوران کودکی هم میدیدم اما باور هایم سرعت چرخه ی زندگی و باختن های پی در پی را چنان فزون میکرد که بدگمانی بال و پرهایم را با قیچی باد فاقد هرگونه حس پروازی میکرد.
آن
شروع یک داستان بود، داستانی به تشابه یک کودک غمزاده، کودکی که افسرده زاده شده بود،
کودکی که در بطن تولد میتوانست بوی باد سرد را استشمام کند
کودکی که جنگ را به راحتی پذیرفته بود، کودکی که شکست در جنگ را هم پذیرفته بود
کودکی که در همان سن نقال نقش هایی بود که ما کمرنگ و بی افتخار ایفایش کرده بودیم.
اما همه ی این تلخی ها پایان نبود
من دوباره توانستم نور خورشید را روی دل کوه و کوهپایه ببینم
میتوانستم حس کنم هرچند خانه های ما که مثال باور های ما بود ویران و متروک شده بود، اما باز میشد آنها را ساخت
میشد آنها را این بار بی تعصب دوست داشت که با شورش حقیقت دیگری جان و حیاتمان را ویرانیه سالم ماندن چند خشت از نظریه های رد شده نکنیم.
خانه ها را در حد خانه هایی که در طبیعتشان ویران شدن هست ببینیم که هیچکس قبل از تجربه کردن جوانی پیر نشد اما جوان های بسیاری پیر این خانه ها و باور های تحمیلی شدن و سوختن...
.
#تراژدی #داستان #واقعیت #حقیقت #علم #منطق #حیات #دین #مذهب #خانه #رمان #فلسفه #هنر #نمایش #غم #تلخ #باران #باد #کتاب #سینما #خدا #باور #اعتقاد #احساس

1💬

.
ت ر ا ژ د ی
.
باد سرد از سمت شرق شروع به وزیدن گرفته بود و چنان ریشه ها را خشک میکرد ، گویی این واقعیت امر که سبزی و جلوه ی برگ ها که از فداکاری ریشه آب میخورد، زاییده ی یک حس احمقانه است و باید هرچه زودتر محاکمه و در سیاهچال منطق های سرما دوست به صلیب کشیده شود.
کم کم نه فقط کوچه ها، تمام خانه های روزی کانون گرم متروک و بعد فقط آجرهایی بودند در این دیوار ترس آور که مرا در گمراهی خود بیشتر فرو میبرد.
من آرامشم را در دست و پا زدن و در تقلا برای اندکی بیشتر زنده ماندن و اعلام وجود های بی معنی از دست داده بودم،
گویی بر این باور رسیده بودم امکان ندارد این من باز شود همان من دوران کودکی، باوری که در گوشهای خسته ام فریاد میکشید دست کم برای پیری بی رحمانه ای خودت را آماده کن، آن پیری چنان تو را در آتش خاطرات جوانی خواهد سوزانید که با تمام وجود سرمای برخواسته از شرق را که با دو چشم خود دیدی چگونه دست سبزی را با سلاخی جواب داد آرزو کنی.
من شروع این حیات را یادم نیست آما آن روز و در آن متروکی بی جان که میتوانم به رنگ خاکستری تشبیه اش کنم، همه چیز همانی بود که با چشمان دوران کودکی هم میدیدم اما باور هایم سرعت چرخه ی زندگی و باختن های پی در پی را چنان فزون میکرد که بدگمانی بال و پرهایم را با قیچی باد فاقد هرگونه حس پروازی میکرد.
آن
شروع یک داستان بود، داستانی به تشابه یک کودک غمزاده، کودکی که افسرده زاده شده بود،
کودکی که در بطن تولد میتوانست بوی باد سرد را استشمام کند
کودکی که جنگ را به راحتی پذیرفته بود، کودکی که شکست در جنگ را هم پذیرفته بود
کودکی که در همان سن نقال نقش هایی بود که ما کمرنگ و بی افتخار ایفایش کرده بودیم.
اما همه ی این تلخی ها پایان نبود
من دوباره توانستم نور خورشید را روی دل کوه و کوهپایه ببینم
میتوانستم حس کنم هرچند خانه های ما که مثال باور های ما بود ویران و متروک شده بود، اما باز میشد آنها را ساخت
میشد آنها را این بار بی تعصب دوست داشت که با شورش حقیقت دیگری جان و حیاتمان را ویرانیه سالم ماندن چند خشت از نظریه های رد شده نکنیم.
خانه ها را در حد خانه هایی که در طبیعتشان ویران شدن هست ببینیم که هیچکس قبل از تجربه کردن جوانی پیر نشد اما جوان های بسیاری پیر این خانه ها و باور های تحمیلی شدن و سوختن...
.
#تراژدی #داستان #واقعیت #حقیقت #علم #منطق #حیات #دین #مذهب #خانه #رمان #فلسفه #هنر #نمایش #غم #تلخ #باران #باد #کتاب #سینما #خدا #باور #اعتقاد #احساس

1💬

.
ت ر ا ژ د ی
.
باد سرد از سمت شرق شروع به وزیدن گرفته بود و چنان ریشه ها را خشک میکرد ، گویی این واقعیت امر که سبزی و جلوه ی برگ ها که از فداکاری ریشه آب میخورد، زاییده ی یک حس احمقانه است و باید هرچه زودتر محاکمه و در سیاهچال منطق های سرما دوست به صلیب کشیده شود.
کم کم نه فقط کوچه ها، تمام خانه های روزی کانون گرم متروک و بعد فقط آجرهایی بودند در این دیوار ترس آور که مرا در گمراهی خود بیشتر فرو میبرد.
من آرامشم را در دست و پا زدن و در تقلا برای اندکی بیشتر زنده ماندن و اعلام وجود های بی معنی از دست داده بودم،
گویی بر این باور رسیده بودم امکان ندارد این من باز شود همان من دوران کودکی، باوری که در گوشهای خسته ام فریاد میکشید دست کم برای پیری بی رحمانه ای خودت را آماده کن، آن پیری چنان تو را در آتش خاطرات جوانی خواهد سوزانید که با تمام وجود سرمای برخواسته از شرق را که با دو چشم خود دیدی چگونه دست سبزی را با سلاخی جواب داد آرزو کنی.
من شروع این حیات را یادم نیست آما آن روز و در آن متروکی بی جان که میتوانم به رنگ خاکستری تشبیه اش کنم، همه چیز همانی بود که با چشمان دوران کودکی هم میدیدم اما باور هایم سرعت چرخه ی زندگی و باختن های پی در پی را چنان فزون میکرد که بدگمانی بال و پرهایم را با قیچی باد فاقد هرگونه حس پروازی میکرد.
آن
شروع یک داستان بود، داستانی به تشابه یک کودک غمزاده، کودکی که افسرده زاده شده بود،
کودکی که در بطن تولد میتوانست بوی باد سرد را استشمام کند
کودکی که جنگ را به راحتی پذیرفته بود، کودکی که شکست در جنگ را هم پذیرفته بود
کودکی که در همان سن نقال نقش هایی بود که ما کمرنگ و بی افتخار ایفایش کرده بودیم.
اما همه ی این تلخی ها پایان نبود
من دوباره توانستم نور خورشید را روی دل کوه و کوهپایه ببینم
میتوانستم حس کنم هرچند خانه های ما که مثال باور های ما بود ویران و متروک شده بود، اما باز میشد آنها را ساخت
میشد آنها را این بار بی تعصب دوست داشت که با شورش حقیقت دیگری جان و حیاتمان را ویرانیه سالم ماندن چند خشت از نظریه های رد شده نکنیم.
خانه ها را در حد خانه هایی که در طبیعتشان ویران شدن هست ببینیم که هیچکس قبل از تجربه کردن جوانی پیر نشد اما جوان های بسیاری پیر این خانه ها و باور های تحمیلی شدن و سوختن...
.
#تراژدی #داستان #واقعیت #حقیقت #علم #منطق #حیات #دین #مذهب #خانه #رمان #فلسفه #هنر #نمایش #غم #تلخ #باران #باد #کتاب #سینما #خدا #باور #اعتقاد #احساس

4💬

.
ت ر ا ژ د ی
.
باد سرد از سمت شرق شروع به وزیدن گرفته بود و چنان ریشه ها را خشک میکرد ، گویی این واقعیت امر که سبزی و جلوه ی برگ ها که از فداکاری ریشه آب میخورد، زاییده ی یک حس احمقانه است و باید هرچه زودتر محاکمه و در سیاهچال منطق های سرما دوست به صلیب کشیده شود.
کم کم نه فقط کوچه ها، تمام خانه های روزی کانون گرم متروک و بعد فقط آجرهایی بودند در این دیوار ترس آور که مرا در گمراهی خود بیشتر فرو میبرد.
من آرامشم را در دست و پا زدن و در تقلا برای اندکی بیشتر زنده ماندن و اعلام وجود های بی معنی از دست داده بودم،
گویی بر این باور رسیده بودم امکان ندارد این من باز شود همان من دوران کودکی، باوری که در گوشهای خسته ام فریاد میکشید دست کم برای پیری بی رحمانه ای خودت را آماده کن، آن پیری چنان تو را در آتش خاطرات جوانی خواهد سوزانید که با تمام وجود سرمای برخواسته از شرق را که با دو چشم خود دیدی چگونه دست سبزی را با سلاخی جواب داد آرزو کنی.
من شروع این حیات را یادم نیست آما آن روز و در آن متروکی بی جان که میتوانم به رنگ خاکستری تشبیه اش کنم، همه چیز همانی بود که با چشمان دوران کودکی هم میدیدم اما باور هایم سرعت چرخه ی زندگی و باختن های پی در پی را چنان فزون میکرد که بدگمانی بال و پرهایم را با قیچی باد فاقد هرگونه حس پروازی میکرد.
آن
شروع یک داستان بود، داستانی به تشابه یک کودک غمزاده، کودکی که افسرده زاده شده بود،
کودکی که در بطن تولد میتوانست بوی باد سرد را استشمام کند
کودکی که جنگ را به راحتی پذیرفته بود، کودکی که شکست در جنگ را هم پذیرفته بود
کودکی که در همان سن نقال نقش هایی بود که ما کمرنگ و بی افتخار ایفایش کرده بودیم.
اما همه ی این تلخی ها پایان نبود
من دوباره توانستم نور خورشید را روی دل کوه و کوهپایه ببینم
میتوانستم حس کنم هرچند خانه های ما که مثال باور های ما بود ویران و متروک شده بود، اما باز میشد آنها را ساخت
میشد آنها را این بار بی تعصب دوست داشت که با شورش حقیقت دیگری جان و حیاتمان را ویرانیه سالم ماندن چند خشت از نظریه های رد شده نکنیم.
خانه ها را در حد خانه هایی که در طبیعتشان ویران شدن هست ببینیم که هیچکس قبل از تجربه کردن جوانی پیر نشد اما جوان های بسیاری پیر این خانه ها و باور های تحمیلی شدن و سوختن...
.
#تراژدی #داستان #واقعیت #حقیقت #علم #منطق #حیات #دین #مذهب #خانه #رمان #فلسفه #هنر #نمایش #غم #تلخ #باران #باد #کتاب #سینما #خدا #باور #اعتقاد #احساس

3💬

.💛💛💛💛💛
#چشم مردم خیره در چشمان تار #زنده_رود
درد بی #درمان شده پایان کار زنده رود

شهر من خشکیده رگهایت ز جور #روزگار
روزگارت تیره تر از روزگار زنده رود

#مرد و #زن ، #پیر و #جوان با خاطرات بیشمار
#اصفهان را می شناسد با #قطار زنده رود

در خزان ، #برگ درختان چنار ،در #رقص باد
عشوه ها می کرد و می شد تکسوار زنده رود

#ابر و #باد و #ماه و #خورشید ، خسته از فقدان رود
بی قراری می کنند در #انتظار زنده رود

#عاشقان شهر هر #شب با دلی غمگین و زار
غمگساری می کنند از شهسوار .
#زاینده_رود_من_کو
#سپاهان#عشق#نقش_جهان #دولت_تدبیر_و_امید #دولت
#حسن_روحانی #وعده #حقوق_نجومی

13💬

***
به #دنیا اومدم با مهر در #باد
#سفر کردم همه بی گاه در باد
همون بادی که سوی دره می ره
همون بادی که #دل می دره می ره
که باد وحشی سر می کشه #دل
می دره می میره #کتاب ابر پاره
پاره پاره #قصه پنهون نداره
منم آن #ابر_آزاد نه #خوشحال
نه #گریان #تو می دونی
که #ابر_رهگذر #بارون نداره
@alizandevakili
#دنگ_شو ، #علی_زند_وکیلی

2💬

.
🔰آیا یک #عرق_خور میتواند جزوپرچمداران عدالت خواهی باشد؟ .
💠هر جریان انحرافی ممکن است مدعی ارزشهایی شود وحتی ارکان منحرفی داشته باشد .امابه واقع کسی که به فعلی #حرام مشهوراست میتواند عضو سردمداران عدالت خواهی شود؟ .
♦️(...)عرق خور لقب اوست.ساکن شهری بامردمانی متدین اما او مسیردیگری رفته است.میگویند با #اتوبوس به تهران آمده ومدارج ترقی راچون #باد گذرانده است. .
♦️دردوران مسئولیت عاشق سکه و دلاربوده ودرازای خدماتش #درصد میگرفته است.امابه واقع چرا چنین افرادی رشدمیکنند و به مدارج بالا میرسند؟ .
♦️چگونه است که (...)عرق خور،امروز همراه جریان انحرافی شده و در فضای مجازی جولان میدهد؟
آیا #حق_مردم نیست ازپشت پرده فساد بارز فردی مطلع شوند ودرسایه عملیات روانی او ودارودسته اش #گمراه نشوند؟

http://namayande.com/news/142409

4💬