#صد_زن

بنام و بیاد هنرمندان بزرگ و سوپر استارهایی که با نقش آفرینی ها و صداهای اهورایی دوستشان داریم بیاد عزیزانی که در جوامع بین المللی مایه افتخار هستن بخصوص بانوان ایرانی بانوان با شخصیتی که در پوست زمان نمی گنجند و فراتر گام بر میدارند تا با شکست تابوهای نکوهش پذیر بشکنند قبح هر آنچه به غلط شد درست و سخیف. برای این بانوی زیبا با صدایی ماندگار آرزوی سلامتی شادمانی و همیشه درخشیدنش را دارم
میترا
M I T R A
شُهره آغْداشْلو با نام پدریِ شهره وزیری‌تبار (زادهٔ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۳۱) بازیگر ایرانی –آمریکایی سینما و تلویزیون است. او نام خانوادگی «آغداشلو» را پس از ازدواج با آیدین آغداشلو انتخاب کرد. وی در سال ۲۰۰۳ میلادی، نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای بازی در فیلم خانه‌ای از شن و مه شد. شهره آغداشلو هم‌چنین در سال ۲۰۰۹ میلادی، برای بازی در نقش مکمل زن در مجموعهٔ تلویزیونی خانهٔ صدام، موفق به دریافت جایزهٔ معتبر اِمی شد. وی تا به حال در کنار بازیگران مطرحی همچون آدرین برودی، بن کینگزلی، هیو جکمن، کیانو ریوز، ساندرا بولاک، براندن تی. جکسون، کلایو اوون، کیفر ساترلند، جوزف فینز، مارک هارمون، کیت هرینگتون، مت دیمون، هیو لوری، دیوید گیونتولی، جانی لی میلر و امیلی دشانل بازی کرده است.منبع ویکی پدیا
#سینما#بازیگر#اکتر#برجسته#شایسته#بانو#شهره_آغداشلو #بزرگان#هنرمندان#اصیل#ایران #آمربکا#هالیوود#زن#خواستن#صدا#صد_زن #هاتف#الفت#گام#تابو#اکران#صحنه#امي #اسکار#موفقیت

5💬

.
آدم ادا و اصول نیستم

بی هیچ ابا و اکراهی بارها از سر بدون مو و کچل خودم عکس به اشتراک گذاشته ام و دلایل موجهی هم برای این کار داشته ام
که اولین دلیل آن خودباوری و اعتماد به نفسم بوده است .
و باور کنید اگر فرهنگ دنیای مجازی اجازه می داد از بخیه ها و زخم هایم هم عکس می گرفتم و هیج ابایی از انتشارش نداشتم . . .
.
یکی دو ساعت پیش روی کاناپه در حالت نیمه خواب و بیدار هدفون در گوشم بود و رسوای زمانه را می شنیدم و غرق لذت بودم، محسن از همان رنگ و روی پریده و بی حالم عکس گرفت ، اول خواستم همان عکس را به اشتراک بگذارم گفتم دوستان خسته شدند این قدر از خودم عکس گذاشتم .... .
.
.
.
با همه ی این مقدمه ها حالا مگر می شود لحظه هایی که سخت و با درد گذشته است را پنهان کرد و با ادا و اصول ادعا کرد من یک زن رویین تنم که #سرطان هیچ اثری بر جسم و روح من نداشته! اصلا مگر می شود منکر این شد که با تاثیر داروهای #شیمی_درمانی ، اختلال هورمونی به وجود می آید و آدم افسرده می شود!؟ ...
.
.
این ماجرا کاملا طبیعی ست و قاعدتا من هم به میزانی به افسردگی دوره ی درمان مبتلا هستم ، اما اگر نوشته یا تصویری از واقعیت این روزها منتشر می کنم ناشی از مشکل روان بنده نیست و فقط بابت هم دردی با دوستان مبتلاست و قصد دارم باور این جمله که #سرطان_پایان_زندگی_نیست در ذهن همه ی آنانی که مرا می خوانند ، قوت بگیرد و در آینده ی نه چندان دوری که من به لطف خدا باز هم سر پا می شوم، ببینند و یقین کنند که همه ی ما این توانایی را داریم . ،
.
.
.
#روزهای_سخت_میروند
#زندگی_با_چهارمین_سرطان
#سرطان_پایان_زندگی_نیست
#لیندا_برنجی
#صد_زن

پ.ن : دیدن این عکس همیشه برای من مایه ی تاسف است
پ.ن : #خودمان_باشیم

96/7/30

105💬

Loading...

.
درجهانی که 2.5 میلیارد زن به شکل برده و در فلاکت زندگی میکنند، «معرفی #صد_زن موفق» در بی.بی.سی، بیشتر شبیه پزدادن است تا طرح مسئله.
#فریب_رسانه_ای
#بی_بی_سی
#روباه_پیر

0💬

_

برای گیسو و سلیمه ی عزیز می نویسم که روزهای سختی را می گذرانند .
برای عزیرانی می نویسم که درد امانشان را بریده و شاید آن قدر بی حوصله! و در خلوتشان خسته ! که نتوانند این چند سطر را بخوانند .

برای هر کس که درد توانش را گرفته و رنگ های زندگی در دیدگانش ، تیرگی
و غبار گرفته .
.
.
.
.

فراموش نمی کنم روزی که در مرکز بیماری های خاص منتظر تحویل دارو بودم خانم کاملی که ناتوانی مرا می دید گفت خدا را شکر کن که هنوز برای تهیه ی دارو می آیی و این به آن معنی ست که هنوز امیدی برای درمانت وجود دارد. و الا ... .
آن روز همه ی ناتوانی ها ، خستگی ها و بغض هایم را زیرپا گذاشتم و به خاطر خانواده ام که بودنم تنها دلخوشی زندگی شان شده ، عزمم را جزم کردم که بمانم. .
.
.
گیسوی عزیزم سردردهایت را می شناسم .
سلیمه ی نازنینم استخوان دردهایت را می شناسم .
حتی همه ی آن چه را که امیدوارم هرگز تجربه نکنید می شناسم .
به خاطر آن هایی که به بودنتان دل خوش کرده اند تحمل کنید.

#باور
#ایمان
#پروردگار
#زندگی
#ماندن
#رنگ
#خانواده

پ.ن : این دست ها روزی آن قدر ناتوان بودند که حتی تصورش بغضم را می شکند .
#صد_زن

111💬

_
امروز درست" ده سال " از آن روز گذشته .
از 23 خرداد 86.
ده سال از اولین اتاق عمل و تشخیص قطعی این درد مهربان.

زن جوانی که آرام و قرار نداشت و کمتر کسی او را بدون لبخند دیده بود آن روز با تشخیص #سرطان بستری و جراحی شد. 😯

وقتی به هوش آمدم سمت چپ بدنم هیچ حسی نداشت ، دست چپم به قدر یک کوه سنگین بود اما نمی توانستم بفهمم چرا این طور است؟
صبح اول وقت مرا به اتاق عمل برده بودند و وقتی به هوش آمده بودم داشتم صدای اذان ظهر را می شنیدم اما باز نمی دانستم چرا این قدر جراحی طول کشیده.

نمی دانم چرا باور نکردم ، چرا ته دلم نگران نبودم ، چرا هیچ وقت این بیماری را جدی نگرفتم ، چرا این قدر کودکانه با او بازی کردم و شکایتی نداشتم.
یک زن جوان 32 ساله به تنها چیزی که فکر نمی کرد مرگ بود .
زن جوان به تنها چیزی که فکر نمی کرد تمام شدن بود.
نمی دانم چه طور آن همه قدرت در جانم جمع شده بود .

هر کس برای دلداری می گفت نگران نباش! جواب این بود ؛ چیزی نشده! ، علیل که نشدم !... حالا ده سال از آن روز گذشته
آن سال سخت با جراحی ، شیمی درمانی ، مرگ (ایست قلبی) و رادیوتراپی گذشت .

سرطان سال 90 دلش تنگ شد ، برگشت ، این پروسه تکرار شد و باز راهی شد و رفت .

سال 93 هم برگشت ، با لبخندی در گوشم گفت "تا سه نشه بازی نشه".
گفته بودم که به بازی گرفته بودمش . .
.
.
.
سرطان مرا تا هم نفسی با مرگ کشاند.
مرا تا جدایی روح از جسم کشاند.
مرا تا بی تعلقی کشاند.
.
.
هم بازی خوبی بود
مرا تا خدا رساند .

پ.ن : تصویر مربوط به درمان سال 90 است
#صد_زن

530💬

Loading...

_

تا مجالی دست می دهد و درد دور می شود
همنشینی من با #سعدی_جان شروع می شود .
.
.
یکی از راه های #لذت بردن از زندگی در روزهای #شیمی_درمانی .
.
.
مرا به باده چه حاجت ؟ که مست روی تو باشم
#سعدی_جان

پ.ن : امروز نفسم بهتر از روزهای گذشته بود
1396/5/12
#صد_زن

255💬

.
.
وقتی یادت می افتد سر درد هایی را گذرانده ای که حتی #مورفین آرامشان نمی کرد و هر آن با خودت می گفتی همین الان رگهای مغزم پاره می شوند... .
.

وقتی یادت می افتد دردهای ستون فقراتت آن قدر سنگین و مهیب و غیرقابل توصیف بوده اند که انگار در همان لحظه استخوان هایت داشته خرد می شده .... .
.
وقتی از خاطرت می گذرد از التهاب دارو و دوز بسیار بالا که نهایت توان بشر را می طلبید ، پوست های پایت تکه تکه کنده می شد و تو نمی توانستی برای لحظه ای پایت را روی زمین بگذاری. .....
.
.
وقتی به یاد #خواب های مداوم پنج روزه می افتی و دور شدن از ابعاد این زندگی و لحظه ای که بیدار می شدی هیچ چیز از زمان در خاطرت نمانده بود .... .
.
وقتی یاد #استخوان دردهایی می افتی که مغز استخوان برای مبارزه ، گلبول سفید می ساختند
و دلت می خواست سنگینی یک کوه استخوان هایت را فشار دهد تا دردت را کم کند .... .
.
.
.وقتی یاد #زخم های گوارشی ات می افتی که تمام کام و زبان و حلق تا انتهای دستگاه گوارش زخم بود و تو حتی برای گرداندن آب در دهان ، دهانی پر خون داشتی .... .
.
.
.وقتی یاد #تهوع هایی می افتی که زردآب بالا می آوردی و در آن حال و روز می گفتی الان تکه های جگرم کنده می شود و بالا می آید ....
.
.
. وقتی یاد شگفتی دردهایی می افتی و هیچ کس در اطرافت نیست که بتواند #جنس آن را لمس کند .....
.
. همه ی این ها می شود یک #تنهایی شریف و عمیق.

دیگر دردت از جنس دردهای روزمره نیست.
دیگر تو نمی توانی لیندای قبل از آن دردها باشی.
دیگر جنس تو ، حس تو ، روح تو ، همان نیست که قبل تر ها بوده .
دیگر برای هیچ چیز دست و پا نمی زنی .... دیگر رنگ #نگاه تو ، بی پرده می شود .
.
.
.
دیگر دردهایت را در عمق تنهایی هایت سرکوب می کنی ،
فقط نگاه می کنی و #سکوت ....
.
.
پ.ن : شرمنده ی محبت یاران جانی ام
پ.ن : لیندا و #دردهایش
پ.ن : لیندا و #تنهایی هایش
پ.ن : تصویر مربوط به تابستان دو سال پیش است .

#لیندا_برنجی
96/6/11

#متاستاز
#سرطان_ریه
#صد_زن

145💬

.
.
دو روز پیش ، اول غروب درد قفسه ی سینه و تنگی نفس امانم را بریده بود.
گفتم کمی تحمل می کنم درد است دیگر ، می آید و می رود
یک ساعتی صبوری کردم..... اما درد ادامه داشت.
جرات نمی کردم به محسن زنگ بزنم
میثم و مریم در راه بودند و من داشتم جان می کندم
به هر ضرب و زوری رفتم در خانه را باز کردم که اگر اتفاقی افتاد در باز باشد
به مهدی زنگ زدم ، گفتم خودت را برسان دارم تمام می کنم....
.
زنگ زدم به اورژانس تهران
اما با ترافیک آن ساعت تهران بیش از چهل دقیقه طول کشید تا اورژانس رسید .
بچه ها رسیدند اورژانس هم شروع کرد به گزارش گرفتن
نظر اورژانس این بود که بیمار شرایط حادی دارد ترجیحا مصلحت نیست به بیمارستان های دولتی و آموزشی حوالی محل سکونت انتقال دهیم . .
.
لحظه ها دیر می گذشت
مثل همه ی لحظه های سخت گذشته .
.
امان از ترافیک تهران ، تا به بیمارستان رسیدیم....
.
بعد از گرفتن نوار قلب و ویزیت پزشک قلب ، معلوم شد از آثار داروهای شیمی درمانی ، درد مربوط به معده بوده .
تا نیمه های شب با انجام آزمایش و عکس رادیولوژی ، در بیمارستان گذشت و برگشتیم به خانه .
گمان می کردم همان لحظه خوابم می برد ، .....اما انگار مار غاشیه نیشم زده باشد از درد دوباره به خودم می پیچیدم و هر آن درد بیشتر می شد ، محسن ترامادول آورد ، خوردم .... اما ترامادول هم اثر نکرد. .
اشک می ریختم و به محسن التماس می کردم برگردیم بیمارستان ، بگو مورفین بزنند
درد می کشیدم و از خدا می خواستم دردم تمام شود ......
.

از ساعت.3 نیمه شب تا نزدیک 5 صبح طول کشید که به یک بیمار که به وضوح درد می کشید مورفین بزنند ، می گفتند تزریق مورفین برای ما مسءولیت دارد!!!
.
پ.ن : وقتی پزشک متخصص در عکس رادیولوژی تومور ریه و وجود سرطان را دیده!!! چه محدودیتی وجود داشته؟؟؟ .
پ.ن : دیشب که درد نداشتم تمام سلول های وجودم شکرگزاری می کردند.
.
پ.ن : ممنون از همه ی عزیزانی که پی گیر احوالم بودند و عذر تقصیر که بابت تزریق مورفین 24 ساعت خواب بودم و پاسخگو نبودم
.
.پ.ن : عزیزانی که درد نمی کشند اگر شکرگزار نباشند .......
،
.فوتو هم که مشخص است نفیس جانم @nafis_haghighifar
در سفر پرخاطره کنگ خراسان
.
96/7/24
#صد_زن

317💬

Loading...

:
نقش مردان در "انتخاب" های مختلف زنان
در مسیر زندگی و "زن بودن" به چه میزان است؟

آیا زنان به عنوان "موجود آزاد مستقل صاحب رأی و حق انتخاب"،برای خودشان حق انتخاب "چگونه زندگی کردن" را دارند؟
استثمار "زن" توسط "مرد" فقط در برخوردهای خشن و متعصبانه است؟
یا اینکه زن در طول تاریخ بیشتر از مردانی که برای گذران شهوت و خوش گذرانی به "زن" به دید "کالا" نگریسته اند، آسیب پذیر تر بوده است؟

#بی_بی_سی_به_دنبال_چیست
#حقوق_زنان
#صد_زن
#زن_در_اسلام
#زن_بودن
#حق_انتخاب
#احترام_به_انسان
#زور_گویی
#آسیب_شناسی_رابطه
#درست_زندگی_کن_زندگی_درست

19💬

:
در این که دین اسلام حق طلاق دادن را برای "مرد" قائل شده است شکی در قوانین و حقوق اسلام نیست.
اما این موضوع یعنی نادیده گرفتن "حقوق زنان" ؟
از طرفی لازم است بدانیم که اسلام "حق انتخاب" شرایط ضمن عقد را برای "زن" به عنوان "موجود آزاد مستقل و صاحب رأی و انتخاب" محترم شمرده است و "زن" میتواند با توجه به نوع انتخاب خودش در زندگی پیش رو ،شرایطی را تعیین کند،مثل اینکه بخواهد مرد "حق طلاق دادن" را واگذار کند و زن صاحب "حق طلاق گرفتن" شود.
پس تا به اینجا چیزی به عنوان اجحاف در حق زن و نادیده انگاری او به عنوان موجود مستقل و آزاد و صاحب رأی و انتخاب،در اسلام نیست.
حال در صورتی که مرد حق طلاق دادن را دارد،
اما چه "حقوق بشری" دیگری در اسلام برای زنان تعیین شده است و چه میزان زنان با این حقوق آشنایی دارند، که باعث تحدید این حق مردان میشود؟
___________________________________________
ادامه دارد باذن الله
___________________________________________

#بی_بی_سی_به_دنبال_چیست
#صد_زن
#زن_در_اسلام
#فمنیسم
#حقوق_زنان
#زنان_ایران
#حق_طلاق
#حق_انتخاب
#زور_گویی
#منطق_دین
#فهم_دین
#آسیب_شناسی_رابطه
#احترام_به_انسان
#درست_زندگی_کن_زندگی_درست

7💬

کریمه بلوچ رهبر سازمان دانشجویان بلوچ بلوچستان پاکستان در لیست صد زن تاثیرگذار جهان
در سال 2016 از نگاه بی بی سی قرار گرفته است.
#صد_زن

13💬

Loading...

كمي آواز ماهور خدمت دوستان عزيز كه فرموده بودند چرا دربرنامه ي #صد_زن بي بي سي آواز نخوندم يا چرا حجاب داشتم 😉 #سارا_حميدي #sara_hamidi

98💬

از ۱۳ تا ۱۷ آذرماه میخوایم شما مخاطبان بی بی سی فارسی برای ویژه برنامه های صد زن سردبیران مهمان ما باشین. از شما زنان #ایران و #افغانستان میخوایم موضوعاتی را که براتون مهم هستن به آدرسهایی که روی صفحه ویدیو میبینین بفرستین. گزارشگرهای ما میرن دنبال تهیه گزارش درباره پنج تا از موضوعهایی که پیشنهاد کردین. #صد_زن #زنان #خبر
#bbcpersian

13💬