#عکس_نوشته_سازی

💮💮💮 .
شبیه باد همیشه غریب و بی وطن است
چقدر خسته و تنها، چقدر مثل من است.
کتاب قصه پر از شرح بی وفایی اوست
 اگرچه او همه ی عمر فکر ما شدن است.
 چه فرق می کند عذرا و لیلی و شیرین؟
 که او حکایت یک روح در هزار تَن است
قرار نیست معمای ساده ای باشد :
کمی شبیه شما و کمی شبیه من است.
کسی که کار جهان لنگ می زند بی او
 فرشته نیست،پری نیست،حور نیست؛زن است
#مژگان_عباسلو

#غزل_فارسی
#شاعران_زن_معاصر
#عکس_نوشته_سازی
#سیده_سمیه_موسوی_راد

5💬

.
.
شتک زده‌است به خورشید، خون‌ِ بسیاران‌
بر آسمان که شنیده‌است از زمین باران‌ ؟ .

هرآنچه هست‌،به جز کُند و بند، خواهدسوخت‌
ز آتشی که گرفته‌است در گرفتاران‌

ز شعر و زمزمه‌، شوری چنان نمی‌شنوند
که رطل‌های گران‌تر کشند میخواران‌

دریده‌شد گلوی نی‌زنان عشق‌نواز
به نیزه‌ها که بریدندشان ز نیزاران‌

زُباله‌های بلا می‌برند جوی به جوی‌
مگو که آینة جاری‌اند جوباران‌

نسیم نیست‌، نه‌! بیم است‌، بیم‌ِ دار شدن‌
که لرزه می‌فکند بر تن سپیداران‌

سراب امن و امان است این‌، نه امن و امان‌
که ره زده‌است فریبش به باورِ یاران‌

کجا به سنگرس دیو و سنگبارانش‌
در آبگینه حصاری شوند هشیاران‌؟
.
چو چاه‌ِ ریخته آوار می‌شوم بر خویش‌
که شب رسیده و ویران‌ترند بیماران‌

زبان به رقص درآورده چندش‌آور و سرخ‌
پُر است چنبرِ کابوس‌هایم از ماران‌

برای من سخن از «من‌» مگو به دلجویی‌
مگیر آینه در پیش خویش بیزاران‌
اگرچه عشق‌ِ تو باری است بردنی‌، امّا
به غبطه می‌نگرم در صف سبکباران‌

#حسین_منزوی
#محرم_آمد
#السلام_علیک_یا_اباعبدالله
#بر_آسمان_که_شنیدست_از_زمین_باران
#عکس_نوشته_سازی
#سیده_سمیه_موسوی_راد

12💬

Loading...

.
دل و جانیکه دربردم من از ترکان قفقازی

به شوخی می برند از من سیه چشمان شیرازی

من آن پیرم که شیران را به بازی برنمیگیرم

تو آهووش چنان شوخی که با من میکنی بازی

بیا این نرد عشق آخری را با خدا بازیم

که حسن جاودان بردست عشق جاودان بازی

ز آه همدمان باری کدورتها پدید آید

بیا تا هر دو با آیینه بگذاریم غمازی

غبار فتنه گو برخیز از آن سرچشمه طبعی

که چون چشم غزالان داند افسون غزل سازی

به ملک ری که فرساید روان فخررازیها

چه انصافی رود با ما که نه فخریم و نه رازی

عروس طبع را گفتم که سعدی پرده افرازد

تو از هر در که بازآیی بدین شوخی و طنازی

هر آنکو سرکشی داند مبادش سروری ای گل

که سرو راستین دیدم سزاوار سرافرازی

گر از من زشتئی بینی به زیبائی خود بگذر

تو زلف از هم گشائی به که ابرو در هم اندازی

به شعر شهریار آن به که اشک شوق بفشانند

طربناکان تبریزی و شنگولان شیرازی
.
#استاد_شهریار
#روز_شعر_و_ادب_پارسی
#شهریارا_گو_دل_از_ما_مهربانان_مشکنید
#عکس_نوشته_سازی
#سیده_سمیه_موسوی_راد

6💬

.
به سر افکنده مرا سایه یی از تنهایی

چتر نیلوفر این باغچه ی بودایی

بین تنهایی و من راز بزرگی است ٬ بزرگ

هم از آن گونه که در بین تو و زیبایی

بارش از غیر و خودی هر چه سبک ترخوش تر

تا به ساحل برسد رهسپر دریایی

آفتابا ! تو و آن کهنه درنگت در روز

من شهابم ٬ من و این شیوه ی شب پیمایی

بوسه یی دادی و تا بوسه ی دیگر مستم

کس شرابی نچشیده است بدین گیرایی

تا تو برگردی و از نو غزلی بنویسم

می گذارم که قلم پر شود از شیدایی
#حسین_منزوی
#غزل_معاصر_ایران
#بین_تنهایی_و_من_راز_بزرگیست_بزرگ
#عکس_نوشته_سازی
#سیده_سمیه_موسوی_راد

15💬

Loading...