#قصه

"سه قصه ی ایرج طهماسب نمونه ای است از دست برداشتن نویسنده از به رخ کشیدن متن و روایت و برگزیدن شیوه ای در ظاهر ساده برای تعریف قصه هایی مهیب و عجیب که به درد خواب کردن خواننده نمی خورد و چشم او را باز می کند. '' جملات بالا قسمتی از مقدمه ی پوریا عالمی بود بر کتاب سه قصه.
به قول خود آقای طهماسب، این داستان ها برای کسانی که فقط یک چهره از او را شناخته اند جالب تر است. درست می گفت. برای من هم جالب بود که '' آقای مجری'' در سال های شصت و پنج تا هفتاد به چه فکر می کرده و چه دغدغه ای داشته. این کتاب هیچ ربطی به کلاه قرمزی و فعالیت های تصویری ایرج طهماسب ندارد. در این کتاب برعکس نامش، با چهار داستان کوتاهِ ساده رو به رو می شویم که آن قدر ها هم ساده نیست. یکی از جملات داستان آخرش من را جذب کرد. داستانی به اسم '' سرگذشت فنچ ها'' که در ابتدا گمان می کنیم داستانی کودکانه است. اما هر چه به پایان نزدیک تر می شود شباهت بیشتری را به زندگی آدم بزرگ ها پیدا می کند. ''تسلیم می شویم و چون هم درد داریم سکوت می کنیم. '' #کتابنگاری #کتابنگاری_سوم #کتاب #کتاب_خوب #مطالعه #داستان #کلاه_قرمزی #قصه #سه_قصه #و_هزاران_هزارهشتگ_مسخره_و_بی_معنی_دیگه_برای_بیشتر_دیده_شدن

0💬

پايانى براى #قصه ها نيست،

نه #بره ها #گرگ ميشوند،
نه گرگها سير،
خسته ام از جنس قلابى #آدمها!
دار ميزنم #خاطرات كسى را كه
مرا آزرده!
حالم #خوب است،
اما گذشته ام #درد میکند..

0💬

#حساب_هل_تعلم @_2w__
مكان للاعلانات
( ؟؟ ) ( ؟؟ )
حسابي الثاني ضيفوني
@halt3aalam
@halt3aalam
هذا الحساب برعاية:حساب عن حياتك التي تفعلها يوميا حساب هل تعلم الاول على نشر حياتك اليومية
@__2w_
@__2w_
@__2w_
@__2w_
#ضحك #نكت #عرب_فوتو #تصويري #العاب #وناسه #ههه #kw #arab #ksa #nkt #wanasa #hhhh #jokes #السعوديه #صورة #منكتين_الانستا #منكت#هاشتاق #قصص #مواقف #روايات #روايه #قصة #قصه #السعودية

4💬

Loading...

.
💚أبشركم يا احباب..
الان نشرت قصة جديدة، وأحداث رائعة..
هي حلقة ١٣ من برنامجي الجديد
#قصص_الصحابه ، بعنوان:
الوشاح الأحمر والمرأة السوداء !!
.
الرابط موجود في البايو - بروفايل
.
#قصه #قصص #الصحابه #البحرين #الكويت #السعوديه #الامارات #عمان #قطر #مصر #المغرب #الاردن #صوره #مقطع #فيديو #حسن_الحسيني

9💬

کتاب این دکمه را فشار نده در بخش کودک و نوجوان انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد
نویسنده و تصویرگر: بیل کاتر
مترجم: شیدا رنجبر

#کتاب #کتاب_خوب #کتاب_خوب_بخوانیم #انتشارات #انتشارات_علمی_و_فرهنگی #پرنده_آبی #کودک #کتاب_کودک #کتاب_کودک_نوجوان #نشر #قصه #شیدا_رنجبر #دکمه

0💬

کتاب این دکمه را فشار نده در بخش کودک و نوجوان انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد
نویسنده و تصویرگر: بیل کاتر
مترجم: شیدا رنجبر

#کتاب #کتاب_خوب #کتاب_خوب_بخوانیم #انتشارات #انتشارات_علمی_و_فرهنگی #پرنده_آبی #کودک #کتاب_کودک #کتاب_کودک_نوجوان #نشر #قصه #شیدا_رنجبر #دکمه

0💬

Loading...

اهالي دهكده 'ومي كي ها ' آدم كوچولوهاي چوبي بودند. همه ي آدم چوبي هاي اين دهكده را نجاري به نام ايلاي ساخته بود. كارگاه او بالاي تپه ، رو به دهكده قرار داشت. پانچلو هم يكي از اين آدم چوبي ها بود كه در دهكده ومي كي ها زندگي مي كرد...
#قصه #تو_بي_نظيري☝🏻️☄️ #داستان #كتاب

0💬

Loading...

#پیشنهاد یک #کتاب_خوب به نام #قصه دلبری
که قسمتی از زندگی شهید #مدافع_حرم ، #محمد_حسین_محمد_خانی را از نگاه همسرش، روایت کرده است.
.
در جایی از کتاب می خوانیم:

هیچ وقت به قولش وفا نکرد. نمی دانم دست خودش بود یا نه. می گفت: « ۵۴ روزه برمی گردم!» اما سر ۵۷ روز یا ۶۳ روز برمی گشت. بار آخر بهش گفتم: «تا رکورد صد روز رو نشکنی، ظاهراً قرار نیست برگردی!» گفت: «نه، مطمئن باش زیر صد نگهش می دارم!» این یکی را زیر قولش نزد.

روز نود و نهم برگشت، ولی چه برگشتنی! همیشه عجله داشت برای رفتن. امانمی دانم چرا دفعهٔ آخر، این قدر با طمأنینه رفتار می کرد.

رفتیم پلیس ۱۰+ تا پاسپورت امیرحسین را بگیریم، بعد هم کافی شاپ. می گفتم: «تو چرا این قدر بی خیالی؟ مگه بعدازظهر پرواز نداری؟» بیرون که آمدیم، رفت برایم کیک بزرگی خرید. گفتم: «برای چی؟» گفت: «تولدته!» تولدم نبود. رفتیم خانهٔ مادرم دور هم خوردیم. از زیر آینه قرآن ردش کردم. خداحافظی کرد، رفت کلید آسانسور را زد، برگشت و خیلی قربان صدقه ام رفت: هم من، هم امیرحسین. چشمش به من بود که رفت داخل آسانسور، برایش پیامک فرستادم: «لطفی که کرده ای تو به من، مادرم نکرد؛ ای مهربان تر از پدر و مادرم، #حسین...»

0💬

.
#سعید_طالقانی

آن شنیدی که شاهدی به نهفت
با دل از دست رفته‌ای می‌گفت
تا تو را قدر خویشتن باشد
پیش چشمت چه قدر من باشد
#سعدی

#خوشنویسی
#تمرین#خودکار
#شعر
#غمگین
#خیال #پیراهن #یار #بالین
#درد
#شاعر #خط #خطاط #خطاطی #هنر #تک_بیت #دوبیتی #غزل #عشق #عاشق #یار #خاصیت #غصه #قصه #تنهایی #زندگی

4💬

....
آدمایی که جای #حرف زدن می نویسن، خطرناکن!
درست مثل همون #مصدوم ایی که #خونریزی داخلی دارن و ناغافل خط ممتد، سوت می کشه رو #مانیتور زندگیشون ... بی #درد و بی علامت!
آدمایی که می نویسن مدت مدیدی توو #سکوت بودن،
توو #انزوای دسته جمعی،
از همونایی که مثل همون کلانتر کارتونی دوران بچگی مون،
هیچکس نمی فهمه چی میگذره
توو #قلب طلایی یی که پشت #ستاره ی #حلبی چهره شون پنهون کردن...
آدمایی که می نویسن ،
اونقدر می نویسن تا یه روز جوهر #احساس شون #خشک بشه و بعد خودشون می شن نقش اول #قصه های ناتموم بقیه... درست مثل #مجنون که اونقدر "مشق نام #لیلا " کرد که بالاخره مرد!
آره؛ مرد!
آدمایی که جای حرف زدن می نویسن، #آلارم نمی دن؛
#سوپاپ اطمینان هم ندارن..
فقط یهو می ریزن...
کاملا یهو!

#ناهید_سعادتیان
.پی نوشت عکس وقتی #پرستار #باغبان میشود . روز پرستار مبارک

5💬

Loading...

#درود_بر_کاتالونیا
رمان درود بر کاتالونیا از میان ۳ شاهکار فوق العاده و بزرگ جورج اورول، مزرعه حیوانات به صورت یک تمثیل، ۱۹۸۴ یک داستان از دید آدمی، و به یاد کاتالونیا به عنوان یک رپرتاژ، این آخری یکی از کتاب های بسیار تأثیر گذار اورول بوده است. کتابی که به معنایی واقعی، هدف های انقلاب اسپانیا را که تنها قیام انسانی بر ضد دیکتاتوری هایی که دنیا را می بلعید شناخته شد بیان می کند.... درباره کتاب:
داوطلبانی از جمله خود اورول از کشورهای مختلف جهان و بالاخص اروپا وارد اسپانیا شدند تا ه نفع جمهوری خواهان با فرانکو بجنگند. گروه های سیاسی به جاین یکدیگر افتاده اند و مردم بیچاره از بیم شلیک های بی هدف جرات گام نهادن به خارج از خانه شان را ندارند. مزارع ویران و روستاییان درمانده همان هایی که به امید تقسیم اراضی بودند انگشت حسرت به دندان می گزند ملتی که آن آب باریکه اش را نیز از دست رفته می بیند.
اورول از زشتی ها، تلخی ها و درشت خویی های جنگ می گوید و سرانجاام از سرکوب آزادی خواهان و کسانین که همسو با نگرش های دولت به اصلاح کمونیستی جمهوری خواه نیستند و سرانجام مقایسه ای دارد خواندنی بین اسپانیای در حال جنگ، فرانسه د رروزگار مارشال پتن و انگلستان آرام گرفته در ساحل آرامش.
دانلود کتاب بهمراه توضیحات بیشتر در کانال تلگرام
آدرس کانال در صفحه اصلی پیج در دسترس هست 📖📔📒📚 #book #books #bookstagram #booklovers #bookshelf #library #ketab #ketabkhane #ketabdoost #ketabsara #ebook #ketabdoni
#کتاب #کتابخانه #کتابدونی #کتاب_خوب #کتابفروشی #کتاب_الکترونیک #تلگرام #دانلود #رمان #رمان_خوب #علم #کتاب_سرا #داستان #کتاب_بخوانیم #قصه

1💬

ریشه که داشته باشی؛
به لبه پرتگاه میایی
اما سقوط نمیکنی،
ریشه شعور، تربیت، شخصیت
و انسانیت و شرف واقعی یک انسان است
و ربطی به پول و تحصیلات ندارد. *گوته*
#book #books #bookstagram #booklovers #bookshelf #library #ketab #ketabkhane #ketabdoost #ketabsara #ebook #ketabdoni
#کتاب #کتابخانه #کتابدونی #کتاب_خوب #کتابفروشی #کتاب_الکترونیک #تلگرام #دانلود #رمان #رمان_خوب #علم #کتاب_سرا #داستان #کتاب_بخوانیم #قصه

0💬

Loading...

ء
اپيزود ١٠: زمانه داستان من مي‌خواند
فاز آخر
نسخه‌ی کامل در کانال تلگرام
#پادکست

1💬

ء
اپيزود ١٠: زمانه داستان من می‌خواند
فاز وسط
نسخه‌ی کامل در کانال تلگرام
#پادکست

1💬

ء
اپيزود ١٠: زمانه داستان من مي‌خواند
فاز اول
نسخه‌ی کامل در کانال تلگرام
#پادکست

1💬

Loading...

✨تداعي خاطرات كودكي در كنار خانم نشيبا عزيز و مهربون گوينده قصه شب بخير كوچولو ☺️ art#handmade#handcafe#lalehmozaheb#glassyjewel#glass#silver#painting#artist#souvenirs#traditional#necklace#fuse#fusedglass#modern#fashion#croatia# ‎معاصر#جواهرات#زيورالات#طلا##گالري #آبگينه #طلاكاري #نو ‎آوري #لاله مذهب# نمايشگاه #مريم نشيبا #قصه #صداوسیما

3💬

#یادداشت های_زیر_زمینی_داستایوسفکی
داستایوفسکی از جمله متفکران برجسته عصر حاضر است. در اهمیت او همین بس که بزرگان تفکر معاصر غرب به آثارش توجه داشته اند و از او ستایش کرده اند. داستایوفسکی از نویسندگان اندک شماری است که نیهیلیسم روزگار ما را به ژرفی دریافته و بیان کرده است.
در میان آثار او، «یادداشت های زیرزمینی» آیینه تمام نمای روزگار ما و نقد حال انسان بیمار آخرالزمان است که بیماری تا عمق وجودش ریشه دوانیده است، ولی او هم چنان از باور آن سر باز می زند. این حکایات از ارزش های از ارزش افتاده ای سخن می دارد که منشأ بحران عالم غربی است.
تعریض ها و کنایات داستایوفسکی در این یادداشت ها همه به قدرتی است که قائمه عالم کنونی است و این عالم را راه برده اما اکنون دچار تزلزل و بحران سهمناکی است که نشانه هایش در همه عالم پیداست. داستان «یادداشت های زیرزمینی» گزارشی است از وضع بشر در دوره جدید، گزارشی که به جامه مبدل افسانه درآمده است.
دانلود کتاب بهمراه توضیحات بیشتر در کانال تلگرام
آدرس کانال در صفحه اصلی پیج در دسترس هست 📖📔📒📚 #book #books #bookstagram #booklovers #bookshelf #library #ketab #ketabkhane #ketabdoost #ketabsara #ebook #ketabdoni
#کتاب #کتابخانه #کتابدونی #کتاب_خوب #کتابفروشی #کتاب_الکترونیک #تلگرام #دانلود #رمان #رمان_خوب #علم #کتاب_سرا #داستان #کتاب_بخوانیم #قصه

0💬

‏كن قويًا لأن الله معك غنيًا لأن الله رازقك مُنشرح الصّدر لأن الله وليُّك فلا تهتم ولا تغتمّ ولا تحزن ثِق بالله دائمًا وأبدًا
#تصويري #بوح #حائل #تويتر #سناب #قصه #حكاية
#طقوس_القهوة #انستقرام #خاطرة #مصورات #unfllow

0💬

طلبات زباينا عليهم بالف عافيه يارب ♥️♥️

1💬

طلب زبونتنا الون السيلفر نفس الصوره السابقة بس هنا صورناه بفلاش 🔦🔦🔦♥️ طبعا طبيعي تسوي فيه كل شي ويفي ليس تكسير حتى الصبغه 👌🏻♥️

1💬

#قصه–وعبره

دع الخلق للخالق:

ولكن اي خلق؟؟!!... كان فيما يحكى قديماً أن رجلاً غريباً مر ببلدةٍ في طريقِ سفرة ، وعندما كان يسير وجد امرأةً جميلة بل أجمل من رأت عيناه ، ولم يستطع أن يرفع بصره عنها ومشى خلفها ووجدها تذهبُ الي السوق.

هناك سأل الناسَ عنها وهل في هذه البلدة من هي أجمل منها، فأجابه الجميعُ بأنها أجمل من في البلدة .
#ahwaz611.ir
فلما كان هذا الغريبُ غنياً قرّر بينه وبين نفسِه أن يبحثَ عن أصلها لكي يتقدم لها للزواج ، فسأل مرةً أخرى عنها فإذا به يُصدَم بأنها متزوجة!! لكن الشيطان لم يدعه فقرّر أن يرى هذا الزوج الذي منَّ اللهُ عليه بهذه الحسناء ، فسارَ وراءها حتى وجدَها تدخلُ في كوخٍ صغيرٍ فقير، وظلّ متوارياً عن الأنظار حتى يرى زوجها فإذا به يجدُ رجلاً دميمَ الخلقة، فقيراً ليس به ما يجذبُ النساءِ!! انتظر مرةً اخرى حتى خرجت المرأةُ من بيتِها وظلّ يتبعها حتى وصلت إلى مكانٍ ليس به أحدٌ غيرهما
فاستوقفها قائلا : يا أختاه هل لي أن أتحدث معك في شيء؟! أجابت :
إن كنتَ تريد خيراً فقل وإلا فلا.
قال : كيف لجميلةٍ مثلك أن تتزوج مثل هذا الرجل الفقير دميم الخلقة؟!! نظرت إليه المراة وقالت في ثبات:
يا عبد الله إنني وزوجي سعداء بما أنعم الله علينا من تقارب ورحمة ومودة
فانا لا أراه كما تقول، أما اذا سلّمتُ بما تقوله فلعله قد قام يوماً بعمل خيرٍ كثير وأراد الله سبحانه أن يكافئه على خيره وكنت ُأنا المكافأة ... ولعلي قد قمتُ بعملٍ سيءٍ فأراد الله أن يعاقبني فكان هو العقاب

ثم سكتت وأكملت:
يا عبد الله دعِ الخَلق للخالق
ولا تسال لمَ أنعم الله على أحدٍ
أو ابتلى أحدا
ً فإن الله أعلم بخلقه...
#ahwaz611.ir

1💬

برف خیال بند آمدن نداشت. پدال گاز را تا ته فشار می‌داد و نمی‌رسید. اتوبان انگار کش می‌آمد و حالت لاستیکی پیدا می‌کرد. نگاه به آذر کرد که از درد خیس عرق بود و گوشه‌ی روسری‌اش را با دندان فشار می‌داد. قطرات عرق پیشانی‌اش از کنار ابرویش رد شده و به اشکهایش رسیده بودند. نور زرد چراغ‌های اتوبان چهره‌ی رنجورش را شبیه مجسمه‌ای طلایی کرده بود. گهگاه از لای دندان‌هایش صدای خفیفی می‌آمد. انگار مادرش را صدا می‌کرد. روی پل جوادیه بودند که ناگهان نفس آذر رفت و دستهایش را به سمت محمود دراز کرد تا شوهرش کاری بکند. محمود ناخودآگاه به سمت راست پیچید و صدایی هولناک سکوت شب را شکست و خُرد کرد. ماشین محمود به ماشین دیگری کوبید و از پل به پایین پرتابش کرد. سه ماه بعد آذر در کما ماند و رفت و محمود در زندان خودش را حلق آویز کرد. دستانش را از روی کیبورد برداشت و به کنار پنجره رفت و به آسمان خیره شد. هوا سرخ بود و سوز تیزی از پایین پنجره به داخل می‌آمد و به پاهایش شلاق میزد. برگشت و نشست پشت میز و چای سرد شده‌اش را سرکشید. برگشت به صفحه‌ی چهار صد و هفده و ادامه داد: اشک در چشمان اعظم به زور خودش را نگه داشته بود. پسرش در داخل رحم مادر مرده بود و دکتر سعی می‌کرد قطره قطره این خبر تلخ را در کام اعظم بریزد. پسری که نامش محمود بود اما هیچوقت دنیا را نخواهد دید. لبخندی زد و برگشت به سمت پنجره. برف ریز ریز و پیوسته می‌آمد و روی تنه‌ی لخت درختان کنار خیابان می‌نشست.
#داستانک #داستان_کوتاه #برف #داستان #ادبیات #قصه #مرگ #نویسنده

7💬

٦-٥هجري يوم ولادة ولدي عبدالله ♥️ الله يرحمك يا فقيد قلبي ♥️ المفاجاء انو بعطي هدايا ٣ أطفال من ذوي الهمم يكون عيدميلادهم قريب ♥️صح ما قدرت احتفل بولدي لكن كل الاطفال اعتبرهم أولادي♥️
الجزء الثاني♥️

1💬

٦-٥هجري يوم ولادة ولدي عبدالله ♥️ الله يرحمك يا فقيد قلبي ♥️ المفاجاء انو بعطي هدايا ٣ أطفال من ذوي الهمم يكون عيدميلادهم قريب ♥️صح ما قدرت احتفل بولدي لكن كل الاطفال اعتبرهم أولادي ♥️
الجزء الاول ♥️

1💬