#متن

بر انچه گذشت, انچه شکست,
انچه نشدحسرت نخوریم,
زندگی اگر اسان بود با گریه اغاز نمی شد

#متن#زندگی#حسرت#گریه#درس زندگی#text#lifestyle#

0💬

Loading...
Loading...

۰
۰
۰
کوتاه ترین داستان دنیا یک بیت از سعدی است:
۰
شخصی همه شب بر سد بیمار گریست
۰
چون صبح شد او بمرد و بیمار بزیست

#پند #سخنان_زیبا #سخن
#سخنان_ناب_حكيمانه
#متن #شعر_حکمی
#سعدی #سعدی_جان #شعر
#شعر_سعدی #پند_ناب

0💬

Loading...
Loading...

همیشه سنگین باش سبک ها رو باد میبره

پیج عکس نوشته های آسپیرین لاو رو دنبال کنید
@aspirin_love

6💬

Loading...
Loading...

همه اون چیزی که سالهاست میخواستم بگم ولی نمیدونستم چیه رو امروز پشت یه وانت دیدم؛ «ما "بد" نبودیم، "بلد" نبودیم»

@aspirin_love

1💬

سر ميگذارد امشب قلبم به شانه ي دوست

مهمان كبوترِ دل در آشيانه ي اوست #متن نگار
#امام_رضا
#imam_reza

0💬

❌ خسته نباشی سرنوشت ❌
✔️ روزها یکی پس از دیگری به پایان میرسند....
✔️و در پی روزها.....
❌ عمر من ❌
⚠️ خسته نباشی سرنوشت ⚠️
میبینی.. ..؟؟؟؟
👈دست در دستان تو....👉 تمام راه را بیراهه بردیم.... ❌ به سراغ من اگر می آیید.. ❌ "پشت هیچستانم"

آدماینجا تنهاست....
و در این تنهایی ....
سایه نارونی تا ابدیت جاریست....
❌⚠️✔️🔞🚬💊🆙💔💣🔫 #دلنوشته#متن#دیوانه#دیوانگی#جنون#بغض#اشک#گریه#خیانت#تنها#تنهایی#دل#قلب#دپ#متن_دپ#دپرس#جدایی#تب#سقوط#خودکشی#مرگ#عاشقانه#آغوش#سکوت#محمد#بارانہ

0💬

...
برگی از خاطره ها....
سه سال پیش یه پسر جوون حدودا ۱۷ساله که غم بزرگی تو چشاش بود داشت به زندگی معمولی و بی هدفش ادامه میداد....
بزارید داستانو از وقتی که ده سالش بود بگم... این فرد که خودشو خوشبخت ترین ادم میدونس و خوشبختیو به معنای کامل حس میکرد یهو زندگیش به سیاهترین شکل ممکن تغییر کرد چون طاقت شنیدن خبر از دست دادن کسی که زندگیشو معنا میبخشید نداشت.(پدربزرگش که همه کسش بود)
وقتی اون خبرو شنید زندگیش خراب شد،دنیاش نابود شد،هیچ چیزی زندگیشو دیگه نمیتونس بسازه؛شده بود یه فرد بی هدف و احساس که با یاد مهمترین فرد زندگیش روزای سخته تکراریشو میگذروند...
۱۷سالش شده بود که با یه دختری اشنا شد اون دختر به نظر خودش یه محرکی بود که اومده بود تو زندگیش برای خارج شدن از غمی که داشت؛و درست همونطور که فکر میکرد شد اون دختر کم کم داشت به زندگیش جهت میداد کم کم داشت هدف میداد که گم شده بود تو زندگیش...
اون دختر با گذشت سه سال چنان جایگاهی تو زندگی پسر پیدا کرده که وقتی ده سالش بود پدربزرگش پیدا کرده بود
الان مهم ترین خواسته جفتشون رسیدن به همدیگس که براش واقعا دارن تلاش میکنن
به امید روزی که جفتشون به هم برسن...
انشالله.

پ.ن
#مرسی_که_هستی
#به_امید_اونروز_که_به_هم_برسن

#متن موقت

8💬

✒️..... .
.
صدای تپش های قلبت شنیدنی بود؛؛؛
اگر یکبار خودت را از دریچه ی نگاه من میدیدی.... .
✒️......
.
.
#میم_میناوند #نقاشی #رنگ_روغن #هنر #متن #دلنوشته #عشق #شعر

2💬